امروز در باغی که نزدیک خانه ما قرار دارد چاهی را دیدم که درخت انجیری در آن رشد کرده و بیرون آمده است، چاه تا چند سال پیش یک چاه بیفایده و ترسناک بود اما طبیعت همه قدرتش را به کار گرفت تا از دل چاه و تاریکی و بی فایدهگی اش معجزه ای بیرون بیاورد و این درخت انجیر از داخلش سر درآورد، سالهای دوری را به یاد آوردم که گیله مرد مهربانی به نام میرعلی عمو با عینک ذرهبینی در این باغ کشاورزی میکرد و از چاه آب میکشید برای باغش، بعد از مرگ او دیگر سطلی درون چاه نیفتاد و آبی از آن برداشته نشد و چاه مانند جزیره ای متروک وسط باغ ماند تا طببعت نقشه های خود را در رابطه با او عملی کند.هر سال به اردیبهشت که نزدیک میشویم در گوشه و کنار این سرزمین شگفتیهای جدیدی کشف میکنم، بهار چقدر درس دارد برای ما آدمها و چقدر کشف نشده ها و ناشناخته ها در گوشه کنار ما منتظر است تا کشف شود.پی نوشت ۱ : بذر تمام بدبختیهای ما در سالهایی کاشته میشود که با آدمهایی سر و کار داریم که معتقدند نه تنها دریافتهاند چه چیزهایی برای خودشان درست است، بلکه «صلاح دیگران» را نیز میدانند.#تئوری_انتخاب#دکتر_ویلیام_گلسرپی نوشت ۲: در میخانه ببستند خدایا مپسند که در خانه تزویر و ریا بگشاییند#حافظپی نوشت ۳ : خفتگان را خبر از محنت بيداران نيستتا غمت پيش نيايد، غم مردم نخوری#سعدیپی نوشت ۴ :این اوج مصیبت انسان عصر ماست؛ له کردن آنهایی که نمیفهمیمشان ...فهم خود را اوج فهم جهان دانستن.کتاب: فردا شکل امروز نيست#نادر_ابراهیمی
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل حیدریان
در سرزمین های سبز شمالی بعد از تابستان داغ هوا خنک میشود توده های ابرهای بارش زا شروع میکنند به باریدن باران و رویش چمن ها ، گل ها و درختان همچون ابتدای بهار دوباره آغاز میشود، این روند تداوم دارد تا زمانی که طبیعت قلمو به دست بگیرد و پاییز را بر روی برگهای درختان نقاشی بکشد.به همین دلیل سفر به دل طبیعت در اواخر تابستان حس و حال اوایل بهار را دارد، و درخت ها و سبزه ها به همان طراوت اواسط بهار هستند.
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل حیدریان